تبليغاتX
Niusha Zeighami's Official Weblog



 

عکسهای مراسم افتتاحیه فیلم پرتقال خونی

عکسها :امین انصاری

 

بقیه عکسها در متن کامل


متن کامل
+ 

گزارش مراسم افتتاحیه فیلم پرتقال خونی

 

روز شنبه 7 آبان سال 1390 برای بیستمین فیلم سیروس الوند ( پرتقال خونی )  مراسم افتتاحیه برگزار شد . ساعت 20 زمان  وعده دیدار دوستان سینمایی و عوامل و خانواده های هنرمندان این فیلم در ایوان شمس بود و مراسم با اجرای فرزاد حسنی  شروع شد . حضور سینمایی های زیادی مراسم را مزین به وجودشان کرده بود و قرار بر این بود که پس از تجلیل از عوامل زحمت کشیده فیلم نمایش خصوصی فیلم را هم شاهد باشیم .

 

از هنرمندان حاضر در جلسه می توان به افراد زیر اشاره کرد  .

سیروس الوند ( کارگردان فیلم ) – محمد نشاط ( تهیه کننده ) – نیوشا ضیغمی ( بازیگر و سرمایه گذار ) – آرش پولادخان( همسر نیوشا ضیغمی و سرمایه گذار ) – فریبرز عرب نیا – غلامرضا موسوی  -  کامران قدکچیان – احمد امینی  - علی رویین تن - خشایار الوند –  علی معلم – حسن زاهدی  - هوشنگ گلمکانی – امیر قادری – کیوان کثیریان – علیرضا علویان – محمد رضا آهنج – بهزاد خداویسی – سودابه بیضایی – رامسین کبریتی  - پیمان عباسی – علی نیک رفتار – هومن سزاوار – قدرت الله صلح میرزایی – دانیال عبادی - یوسف مرادیان - امیر مهدی ژوله – عباس یاری  و علی سرتیپی و ....

در ابتدای مراسم پس از تلاوت آیات قرآن مجید و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران ، فرزاد حسنی ، پشت تریبون رفته و به ایراد مقدمه سخنان خود پرداخت . با مرور کارنامه 20 تایی و 40 ساله سیروس الوند از حضار خواست که ایشان راتشویق کنند  . سیروس الوند با استقبال حضار مهمان اشک در چشمانش پدیدار شد و به دعوت فرزاد حسنی به روی سن رفت تا سخنی هم با مدعوین داشته باشد  .

سیروس الوند با گلایه آغاز کرد و از بدی حالش گفت . اینکه وضع اکران فیلم ما بد است  و در ادامه گفت :

چرا باید با رقبای پرقدرت و دولتی مثل شهرداری و حوزه هنری و فارابی و .. بجنگیم . همه تبلیغات و بیلبورد ها برای آنهاست . یعنی چه که سینما فرهنگ را به ما نمی دهند . مگر ارث پدرشان است ؟ پولشان همان پول آب و برقی است که ما می دهیم . فکر می کنند صاحب سینما هستند  . من کاری با فیلمسازهای فیلمهای رقیب ندارم که همگی خوب هستند و در نبوغشان شکی نیست . ولی از این ناراحتم که مسابقه ای ترتیب داده اند که در همان نقطه شروع ما را 60 متر عقب تر از رقبا قرار داده اند  . باید بدویم تازه به آنها برسیم . رانت ما مردم هستند و دلمان به مردم خوش است . از ابتدا که فیلم ساخته ام تهیه کنندگانم از مردم بوده اند  .

پس از این سخنان تجلیل از عوامل فیلم آغاز شد و در میان این تجلیل ها با اشاره های تیزهوشانه و بسیار هنرمندانه فرزاد حسنی مهمانان مهم این برنامه نیز معرفی می شدند و مورد تشویق قرار گرفتند  .

محمد نشاط به عنوان تهیه کننده فیلم پرتقال خونی  پس از سیروس الوند به پشت تریبون رفت و از حضور مهمانان تشکر و قدردانی کرد و در ادامه گفت : من آرزو داشتم که روزی سیروس الوند را از نزدیک ببینم و با وی عکس بیاندازم . حالا برایش فیلم تهیه کرده ام .

اسپانسر برنامه شرکت تراست بود و برای تجلیل از عوامل نیز کلاب آدونیس حمایت 1.5 میلیونی برای خرید محصولات آرایشی تقبل کرده بود . با حضور فریبرز عرب نیا روی سن تشویق های ممتد و پرشور مختار پسند طنین انداز شد و سپس مراسم بعد از این تجلیل ها و شوخی های مثل همیشه جذاب فرزاد حسنی با پخش پشت صحنه کوتاهی از فیلم ادامه داشت و در انتها با نمایش فیلم سینمایی پرتقال خونی به پایان رسید  .

+  | 

پرتقال خونی اکران شد

در این فیلم فریبرز عرب‌نیا، حامد بهداد، زیبا بروفه، آهو خردمند و ویشکا آسایش بازی کرده‌اند.

  در خلاصه داستان این فیلم آمده است: داستان فیلم در مورد مهندس ميانسالی به نام والا است كه در آستانه جدایی از همسرش است. در اين بين دختر جوانی به نام ترمه برای طراحی دكور دفتر كارش می‌آيد و رفته رفته اين آشنایی به شكل‌گيری رابطه‌ای عاطفی می‌انجامد. والا كه زخم خورده از زندگی مشترك است با احتياط و كمی بدبينانه در اين رابطه پيش می رود تا اينكه شخصی به نام سياوش قدم در زندگی ترمه می‌گذارد و...


این فیلم به تهیه‌کنندگی محمد نشاط و با سرمایه‌گذاری نیوشا ضیغمی و آرش پولادخان ساخته شده است. از عوامل پشت صحنه این فیلم می‌توان به محمود کلاری(فیلمبردار)، حسن زاهدی(صدابردار) و ایمان امیدواری(طراح گریم) اشاره کرد.

دانلود تیزر فیلم «پرتقال خونی»

+  | 

یاد بگیریم هیچ‌گاه یکدیگر را قضاوت نکنیم

جامعه و مسائل موجود در آن همواره یکی از دغدغه‌هایی بوده که دنبال کرده و می‌کنم. زمانی که بحث حضور در برنامه «چهل دقیقه بدون قضاوت» از طرف وحید جلیلوند مطرح شد و از موضوع آن مطلع شدم دیدم که با برنامه‌ای روبه‌رو هستم که مدت‌هاست نبود آن را در تلویزیون احساس می‌کرده‌ایم. صحبت کردن درباره اتفاقات تلخی که هر روز در اطراف هر کدام از ما می افتد و شاید خیلی‌هامان به سادگی از کنارشان می‌گذریم بی‌آنکه به این موضوع مهم توجه داشته باشیم که هر کدام از این اتفاقات چقدر می‌تواند روی کلیت جامعه و زندگی شخصی هر یک از ما اثر داشته باشد. باید بپذیریم که پخش چنین برنامه‌هایی می تواند در جهت آموزش به خانواده‌ها قدم مثبتی بردارد و خیلی چیزها را برای آنها عیان کند - البته فکر می‌کنم «چهل دقیقه بدون قضاوت» توانسته در اولین قدم تا حدودی به این اتفاق دست پیدا کند. این را می‌توانم از بازخوردهایی که در این چند روز با آنها روبه‌رو شده‌ام پیش بینی کنم.- باید در همین جا به خاطر چنین جسارتی به صدا و سیما تبریک گفت و البته از وحید جلیلوند هم تشکر کرد که با طراحی و کارگردان چنین حرکتی توانست تابویی بزرگ را از پیش روی رسانه ملی بردارد بی‌آنکه قصدی غیر از حرکتی فرهنگی داشته باشد. این اتفاق مهمی است. اینکه ما بتوانیم درباره معضلات اجتماعی عریان حرف بزنیم. جامعه امروز ما با توجه به تمام معضلاتی که پیش رو دارد به شدت نیازمند نقد و موشکافی است. اتفاقی که می‌تواند رفتارهای هر یک از ما را به عنوان شهروندان این جامعه تحت‌الشعاع خودش قرار بدهد و در نهایت موجب اصلاح ساختاری بزرگ‌تر که همان جامعه است بشود.
امروز بحث بنیان خانواده یکی از مهمترین بحث‌های پیش روست. متاسفانه باید بگویم اگر روزی اتفاقی به نام «طلاق» به عنوان یک قبح اجتماعی به شمار می‌ر‌فت امروز به عنوان عملی ساده و پیش پا افتاده در بین مردم جا افتاده و دیگر کسی از اینکه بگوید طلاق گرفته ابایی ندارد. از این دست مثال‌ها می‌توان به وفور پیدا کرد و ارائه داد. بحث اعتیاد، خودکشی، فرار از خانه و خانواده، سقط جنین و... این ماجرایی است که باید روی آن کار فرهنگی صورت بگیرد. بنیان خانواده امروز نیازمند بررسی بیشتر برای فرار و رهایی از چنین اتفاقاتی است. نیازمند فرهنگ‌سازی اطلاع‌رسانی درست و بدون رودربایستی در مورد اتفاقات جامعه است. اتفاقاتی که بیخ گوش همه‌مان می‌افتد و نمی‌توان آنها را ندید.
ما نباید با فرار از مشکلات و کتمان آنها از درمانشان فرار کنیم. در حال حاضر بهترین راه جراحی جامعه است. اتفاقی که اولین قدم‌های آن می‌تواند با ساخت چنین برنامه‌های برداشته شود. صحبت کردن درباره موضوع مهمی مثل سقط جنین تشویش اذهان عمومی نیست. اطلاع‌رسانی و زنگ خطری است برای خانواده‌ها و مسئولان. زنگ خطری که اگر نخواهیم به صدایش گوش دهیم ممکن است کارش به جاهای باریکی بکشد. چیزی که شاید نتوان آن روز دیگر فکری برایش کرد. پس بیایید تا دیر نشده برای چند دقیقه بدون قضاوت روبه‌روی هم بنشینیم و به جای محکوم کردن به فکر چاره باشیم.  

یادداشت نیوشا ضیغمی درباره حضور در برنامه «چهل دقیقه بدون قضاوت» که در هفته‌نامه همشهری جوان به چاپ رسیده است.

+ 

یادش به خیر

حیاط خلوت‌های کودکی همیشه برایم عزیز بوده و هست. از همان جاهایی که تمام دختربچه‌ها برای خودشان دارند و تصویر دنیای آینده‌شان را در آن می‌سازند. از همان جاهای امنی که حس می کنی تنها خودت به آن راه داری و کسی نیست که در حریم آن مزاحم تو و افکار و رفتارت باشد. رفته رفته این حیاط خلوت با بزرگ شدن من بزرگ‌تر می‌شد اما تعریف و کاربردش تغیی پیدا می کرد. با ورود به عرصه بازیگری اما همه چیز به یکباره برای من تغییر پیدا کرد. همه چیز عوض شد. انگار قرار بود تمام تعاریف زندگی‌ام بعد از این حضور و در ادامه‌اش شهرتی که به همراه داشت تغییر پیدا کند. واقعیتش این است که از زمانی که مردم کوچه و بازار تو را می‌شناسند دیگر چیزی به اسم حیاط خلوت برایت باقی نمی‌ماند. دیگر حریم امن و خصوصی آنچنانی‌ای نداری که بتوانی مثلا در خلوت خودت شروع کنی به قدم زدن و با خودت خلوت کنی. نمی توانی راحت باشی به هزار و یک دلیل تکراری که می دانم همه شان را از حفظ هستید. البته خب این چیزی در حقیقت خودخواسته است. به قول قدیمی‌ها هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. ما خودخواسته وارد این عرصه شدیم و می دانستیم وارد شدن به چنین فضایی چه تغییراتی می تواند در زندگی شخصی برایمان به همراه داشته باشد. این طور بود که تصمیم گرفتیم حیاط خلوتمان را کوچک و کوچک‌تر کنیم و مراوداتمان را محدود و محدودتر. گفتم که تا اینجای ماجرا برای آدم قابل پیش‌بینی و قابل قبول است اما متاسفانه گاهی این ماجرا از حد می گذرد و تو می بینی دیگر حتی در کوچک‌ترین لحظات زندگی هم در امان نیستی. از کنایه ها و نگاه‌ها و مخفی‌کاری‌ها در موردت. می بینی انگار همه منتظرند تا تو را رصد کنند. دیگر چیزی به نام حریم خصوصی برایت باقی نمانده که بتوانی لحظه‌ای در حیاط خلوت آن بیاسایی و برای خودت باشی. همه چیز شده مثل خانه‌های آپارتمانی امروز که از بیشترشان آن حیاط خلوط‌های قدیمی دوست داشتنی حذف شده. در حقیقت کنجکاوی‌ها و فضولی‌های آدم‌های اطراف باعث می‌شود که تو در هیچ کجا در امان نباشی و به همه چیز و همه کس با دید محتاتانه تا کید می کنم کاملا محتاتانه نگاه کنی. رفتارهایت را کاملا سنجیده کنی و مراوداتت را آنقدر با حساب و کتاب کنی تا آنجا که خیلی از اطرافیانت فکر می‌کنند چقدر عوض شده‌ای و شاید می‌خواهی برایشان کلاس بگذاری در صورتیکه نمی‌دانند ماجرا از چه قرار است! نمی‌دانند این قدر زخم خورده این ماجراهای سرک کشی شده ای که می‌خواهی تمام موضوعات زندگی‌ات را تنها در ذهنت‌ات دنبال کنی. اینکه حتی حیاط خلوت عزیزت را که گفتم داشت بزرگتر می شد را این‌قدر فشرده کنی که تنها در ذهن‌ات جای بگیرد. در حقیقت دنیای بزرگ‌تر پیدا می کند اما خب تنها محدود می‌شود به ذهنی که درگیر با سایر مسائل قرار است از این به بعد حیاط خلوت‌ات هم باشد. به هر ترتیب این ماجرای این روزهای من و خیلی دیگر از همکارانم است. مایی که انگار محکومیم که چون شناخته شده‌ایم- حال برای یک عده معدود و یا برای خیلی از مردم بسته به میزان شهرتی که با آن درگیر هستیم- باید از خیلی از چیزهای عزیزمان دست بکشیم. از خیلی چیزها حتی حیاط خلوتی که حق مسلم هر انسانی است که لحظاتی را در آن برای خودش و با خودش تنها باشد. انگار گریزی نیست. انگار...  

یادداشت نیوشا ضیغمی درباره حریم خصوصی و حیات خلوت آدم‌ها که در شماره 433 هفته‌نامه چلچراغ به چاپ رسیده است

+  | 


نوشته هاي پيشين



لينکهاي نيوشايي

Niusha Zeighami's Official Website

دوستان



اسکين هاي هفت رنگ